خلوتی با قاآنی
غزل شمارهٔ ۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو در خوبی و زیبایی چنان امروز یکتاییکه خورشید ار به خود بندی به زیبایی نیفزایی
۲
حدیث روز محشر هر کسی در پرده میگویدشود بیپرده آن روزی که روی از پرده بنمایی
۳
چه نسبت با شکر داری که سر تا پای شیرینیچه خویشی با قمر داری که پا تا فرق زیبایی
۴
مگر همسایهٔ نوری که در وهمم نمیگنجیمگر همشیرهٔ حوری که در چشمم نمیآیی
صفحهٔ ۱ از ۶