شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۹۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای برادر تو چه مرغی خویشتن را بازبینگر تو دست آموز شاهی خویشتن را باز بین
۲
هر کی انبازی برید از خویش آن بازی مداندر جهان او را چو حق بی‌مثل و بی‌انباز بین
۳
ز آفتابی کآفتاب آسمان یک جام او استذره‌ها و قطره‌ها را مست و دست انداز بین
۴
چونک قبله شاه یابی قبله اقبال شوچون دو دم خوردی ز جامش بخت را دمساز بین
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth