خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۹۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بوی آن باغ و بهار و گلبن رعناست اینبوی آن یار جهان آرای جان افزاست این
۲
این چنین بویی کز او اجزای عالم مست شداز زمین نبود مگر از جانب بالا است این
۳
اختران گویند از بالا که این خورشید چیستماهیان گویند در دریا که چه غوغاست این
۴
آفتابش رویها را می کند چون آفتابرشک جان ماه سیم افشان خوش سیماست این
صفحهٔ ۱ از ۳