خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۹۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدنهست عاشق هر زمانی بیخود و شیدا شدن
۲
عاقلان از غرقه گشتن بر گریز و بر حذرعاشقان را کار و پیشه غرقه دریا شدن
۳
عاقلان را راحت از راحت رسانیدن بودعاشقان را ننگ باشد بند راحتها شدن
۴
عاشق اندر حلقه باشد از همه تنها چنانکزیت را و آب را در یک محل تنها شدن
صفحهٔ ۱ از ۳