شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۴۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همت ای یاران که در دفع هوس رو می کنمبر لب کوثر به داغ تشنگی خو می کنم
۲
آب حیوانم ز دنبال آید از ظلمت برونمن بر او خندان به سوی تشنگی رو می کنم
۳
دل به وصل و من به بوی وصل نامحرم خوشماو گل و من خاک گلخن از ادب بو می کنم
۴
باز دل را می فشارم در کف عشق صنمخون اسلامش چکان از هر سر مو می کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth