شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۴۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما گریبان دل از گل های غم پر کرده ایماز شراب تلخکامی جام جم پر کرده ایم
۲
مژده باد ای دل، نثار کام را آماده باشکز گل پژمردگی دامان غم پر کرده ایم
۳
هیچ از این حسرت نمی سوزیم کز بازار فیضاهل دل جیب مراد و ما شکم پر کرده ایم
۴
تیغ و سر درکف به سوی عشق رفتم، گفت روکز شهیدان عاقبت را از عدم پر کرده ایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth