خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۴۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کعبه بی ذوق است و یاران را وداعی می کنیممژده اهل دیر را کانجا وداعی می کنیم
۲
گر حدیث عشق کم گویی تو با آسودگانجای منت هست، تحقیق صداعی می کنیم
۳
زهر کو، خون جگر کو، شهد ناب و شیر چندصبر دشوار است، با رضوان نزاعی می کنیم
۴
در سماع ای شیخ موج از آستین ما بریزدر شهادت گاه او ما هم سماعی می کنیم
صفحهٔ ۱ از ۲