شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۴۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما دست دل ز چشمهٔ بهبود شسته ایمداغی به زهر داغ نمکسود شسته ایم
۲
دل در دعای کام نفس بر نیاوردزین شعله ننگ، نسبت دود شسته ایم
۳
آسوده تر حسود که ما از ضمیر دلاندیشهٔ زیان و غم سود شسته ایم
۴
بستیم روی سجده ز محراب آرزوگرد ریا از در معبود شسته ایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth