شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۴۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از دل این شعله چو داغ صنم افروخته ایمآتش بتکده را در حرم افروخته ایم
۲
شب غم تا به عدم راه برد دلبر کامآتشی راه به راه عدم افروخته ایم
۳
موسی آرید به این دیر که ارباب نظرآتش طور ز روی صنم افروخته ایم
۴
سجدهٔ برهمن این جا نه حرام است، بیاکه صد آتشکده در کنج غم افروخته ایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth