خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۴۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگز دل کس را به گناهی نشکستیموز بهر جزا طرف کلاهی نشکستیم
۲
صد نخل نشاندیم ولی گوشهٔ دستاراز طرف چمن شاخ گیاهی نشکستیم
۳
از میکده بردیم دو صد شیشه به کعبهیک شیشه دلی بر سر راهی نشکستیم
۴
صد ره نشکستیم سر از سنگ جنون، لیکیک ره به غلط طرف کلاهی نشکستیم
صفحهٔ ۱ از ۲