شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۴۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چند از این ششدر غم فال گشادی بزنیمبه کمان آمده عنقا که مرادی بزنیم
۲
چند از این شیشه بگیریم و بریزیم به کامیک دو جامی به کف خویش نژادی بزنیم
۳
در نیارد که دمی غاشیهٔ غم نکندسر دهیم این دل و با یک دل شادی بزنیم
۴
بر دل صد ورق از یاس ببندیم گرهبگشاییم دل و فال مرادی بزنیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth