شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۴۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که را دشمن شوم بر عیب خود محرم کنمتا ز بیم طعنه با او کینه جویی کم کنم
۲
الوداع ای دوستان و دشمنان رفتم که بازدشمنی با شادمانی، دوستی با غم کنم
۳
ترک غارتگر به یک نوبت نشاید، چند گاهتشنگی را چاره از نظارهٔ زمزم کنم
۴
گر فلاتون را دهم الزام، نادانم، ولیکوس دانایی زنم گر خویش را ملزم کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth