شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۴۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلی از نقشبندی های عشق آزاد می خواهمدلی چون نامهٔ مجنون مادر زاد می خواهم
۲
به جانم زنده گردانی، شفایم داده بیماریبخواهم پاره کردن اوراق یک یک، باد می خواهم
۳
نمی سنجم ملال خویش و بهر خوشدلی هر دمنوای عندلیب و سایهٔ شمشاد می خواهم
۴
تو محتاجی و من محتاجم ای خلوت نشین، لیکنتو استعداد می خواهی و من ارشاد می خواهم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth