شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۴۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل کز لبت چغانه به گوشش نمی زنممست است، این ترانه به گوشش نمی زنم
۲
این بس جزای طعنهٔ زاهد که هیچ گاهقول شرابخانه به گوشش نمی زنم
۳
عهدش نماند کاین دو جهان گشت باز رمزبی مهری زمانه به گوشش نمی زنم
۴
گل گوش جان گشوده و با بلبلان باغیک بانگ بلبلانه به گوشش نمی زنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth