خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۵۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بردیم ز کویش، دم سردی و گذشتیمسودیم بر آن در، رخ زردی و گذشتیم
۲
یاران بستادند که این جلوه گه کیستما سرمه گرفتیم ز گردی و گذشتیم
۳
هر گه که ره ما به یکی راه رو افتاددیدیم چو خود، یکی بیهده گردی و گذشتیم
۴
چون باد صبا، روی به هر سو که نهادیمچیدیم غبار ره مردی و گذشتیم
صفحهٔ ۱ از ۲