شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۹۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از بدی‌ها آن چه گویم هست قصدم خویشتنزانک زهری من ندیدم در جهان چون خویشتن
۲
گر اشارت با کسی دیدی ندارم قصد اونی به حق ذوالجلال و ذوالکمال و ذوالمنن
۳
تا ز خود فارغ نیایم با دگر کس چون رسمور بگویم فارغم از خود بود سودا و ظن
۴
ور بگفتم نکته‌ای هستش بسی تأویل‌هاگر غرض نقصان کس دارم نه مردم من نه زن
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth