خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۵۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز من نبوده فغانی که دوش می کردمنصیحت غم روی تو گوش می کردم
۲
فغان به شیوهٔ اهل دل است ای بلبلوگر نه من ز تو افزون خروش می کردم
۳
گرم به جمع افسردگان قدم می رفتبه نالهٔ همه را شعله نوش می کردم
۴
ز صد وصال نیاید به شب، آن چه من به خیالز شیوه های تو با عقل و هوش می کردم
صفحهٔ ۱ از ۲