خلوتی با شاه نعمتالله ولی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا ز نور روی او گشته منور آفتابنور چشم عالمست و خوب و درخور آفتاب
۲
وصف او گوید به جان شاه ، فلک در نیمروزمدح او خواند روان در ملک خاور آفتاب
۳
تا برآرد از دیار دشمنان دین دمارمیکشد هر صبحدم مردانه خنجر آفتاب
۴
صور تا ماهست و معنی آفتاب و چشم ماشب جمال ماه بیند روز خوش در آفتاب
صفحهٔ ۱ از ۶