شعر را زندگی کن
→ شاه نعمت‌الله ولیشاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

قصیدهٔ شمارهٔ ۱از تتق کبریا صورت لطف خدا←قصیدهٔ شمارهٔ ۲تا ز نور روی او گشته منور آفتاب←قصیدهٔ شمارهٔ ۳از نور روی اوست که عالم منور است←قصیدهٔ شمارهٔ ۴مرد مردانه شاه مردان است←قصیدهٔ شمارهٔ ۵گر نه آب است اصل گوهر چیست←قصیدهٔ شمارهٔ ۶عمر بی عشق می گذاری هیچ←قصیدهٔ شمارهٔ ۷بنازم جان روح افزای سید←قصیدهٔ شمارهٔ ۸خوش رحمتیست یاران صلوات بر محمد←قصیدهٔ شمارهٔ ۹در دو عالم چون یکی دارندهٔ اشیا بود←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰دل چو سلطان ملک جان گردد←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱هرچه مقصود تو است آن گردد←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲رند مستی که گرد ما گردد←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳رندان باده نوش که با جام همدند←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴نقطه ای در الف هویدا شد←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵چو تو به ما نرسیدی تو را ز ما چه خبر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶بیا ای مومن صادق بگو صلوات پیغمبر←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷داد جاروبی به دستم آن نگار←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸حی و قیوم و قدیم لم یزل←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹عیسی گردون نشین تابع تو در ازل←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰دُرد دردش خورده ام تا صاف درمان یافتم←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ (مهدی نامه)آینده از پیش نوشته نشده و امروزیان فردا را می‌سازند. دوستانی که به امید آگاهی از آنچه در آینده روی می‌دهد اینجا آمده‌اند از اینجا دست خالی باز می‌گردند. این که شنیده‌های ما حاکی از نام برده شدن اشخاص و دوره‌های تاریخی در یک متن باشد و آن را در عصر انفجار اطلاعات و دسترسی آزادانه به همهٔ اسناد و مدارک هیچ کجا نیابیم باید ما را متقاعد کند که شنیده‌های ما نادرست است. منطقاً هم حتی به فرض وجود و درستی چنین پیش‌بینی‌هایی نمی‌بایست مخفی کردن این اسامی خللی در درستی این پیشگویی‌ها ایجاد کند و مانع تحقق آنها شود. گنجور یک وبگاه ادبی است و ملاک انتشار متون در آن متن کتابهای چاپ شده است. همانطور که از حاشیه‌های این شعر درمی‌یابید طی سالهای گذشته در بین صدها مدعی تحریف و نقص این شعر در حاشیه‌ها یکی نبوده که متن ادعایی اصیل و تحریف نشده را با ذکر منبع و نشانی و نحوه دسترسی به آن نقل کرده باشد یا در وبگاه‌های شخصی و شبکه‌های اجتماعی دیگر آنها را منتشر کرده باشد. آنچه در حاشیه‌های این شعر می‌بینید عموماً ابیات سروده شدهٔ دوستانی است که خرافه‌پرستی پیرامون آن را به ریشخند گرفته‌اند و اگر هم در برساخته‌های قرون بعدی برای این شعر اشاراتی به دوره‌های بعد از عصر زندگانی شاعر می‌بینیم نشانهٔ جعلی بودن آنها آن است که محدودهٔ توانایی پیشگویی شاعر در آنها گذشتهٔ شناخته شدهٔ تاریخی ماست و اسامی و دوره‌های تاریخی بعد از ما در این جعلیات غایبند. متن اصیل این سرودهٔ این صوفی بزرگ به نظر می‌رسد ترکیبی از پیشگویی‌های متون پیشین در دسترس شاعر -داستان آخرالزمانی ظهور حضرت مهدی (ع)- با پیشبینی‌های متناسب با دورهٔ زندگی او باشد و اگر آنها را واقعاً ملهم از دریافت‌ها و القائات ذهنی او بدانیم اشارات او نشان می‌دهد که انتظار وقوع آنها را در زمانی نزدیک به عصر خویش (حدود هفت قرن پیش) داشته است. به جای جستجوی اتفاقات آینده در متون گذشتگان، امروز تلاش کنیم و آیندهٔ خودمان را خودمان رقم بزنیم و بسازیم.←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲گفتیم خدای هر دو عالم←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳عاشقانه گر بیابی جام جم←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴سالها در سفر به سر گشتیم←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵در راه خدا بسی دویدیم←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶دم به دم دم از ولای مرتضی باید زدن←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ای دل ار عاشقی بیا از جان←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸نقش رویش خیال تا بسته←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ظهوری لم یزل ذاتی بذاتی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰حبیبی سیدی یا ذالمعالی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱آن امیرالمؤمنین یعنی علی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲جام گیتی نما علی ولی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳هر که دارد با علی یک مو شکی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴گر در این بحر آشنا یابی←قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵خرد پیمانهٔ انصاف اگر یک بار بردارد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth