شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۹۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق شمس حق و دین کان گوهر کانی است آندر دو عالم جان و دل را دولت معنی است آن
۲
گر به ظاهر لشکر و اقبال و مخزن نیستشرو به چشم جان نگر کان دولت جانی است آن
۳
کله سر را تهی کن از هوا بهر میشکله سر جام سازش کان می جامی است آن
۴
پختگان عشق را باشد ز خام خمر جانپخته نی و خام جستن مایه خامی است آن
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth