شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرخیال عارضش بنمایدت نقشی به خوابنقشبندی کن روان بر آب چشم ما چو آب
۲
آینه بردار و تمثال جمال او نگرجام می بستان که ساقی می نماید در شراب
۳
سنبل زلفی که بینی نافه ای دان پر ز مشکدر چمن هر گل که چینی شیشه ای دان پر گلاب
۴
بر در میخانه بگذر تا ببینی آن یکیمست با رندان نشسته باده نوشان بی حجاب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth