شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۹۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صنما به چشم شوخت که به چشم اشارتی کننفسی خراب خود را به نظر عمارتی کن
۲
دل و جان شهید عشقت به درون گور قالبسوی گور این شهیدان بگذر زیارتی کن
۳
تو چو یوسفی رسیده همه مصر کف بریدهبنما جمال و بستان دل و جان تجارتی کن
۴
و اگر قدم فشردی به جفا و نذر کردیبشکن تو نذر خود را چه شود کفارتی کن
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth