خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۹۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صنما بیار باده بنشان خمار مستانکه ببرد عشق رویت همگی قرار مستان
۲
می کهنه را کشان کن به صبوح گلستان کنکه به جوش اندرآمد فلک از عقار مستان
۳
بده آن قرار جان را گل و لاله زار جان راز نبات و قند پر کن دهن و کنار مستان
۴
قدحی به دست برنه به کف شکرلبان دهبنشان به آب رحمت به کرم غبار مستان
صفحهٔ ۱ از ۳