شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده تا نور جمالش دیده استدر نظر ما را چو نور دیده است
۲
چشم مردم روشن است از نور اوخوش بود چشمی که او را دیده است
۳
ساقی ما مست و جا م می به دستگرد رندان یک به یک گردیده است
۴
بلبل سرمست می‌ نالد به ذوقتا گلی از گلستانش چیده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth