شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۹۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبانکه شد ادریسش قیماز و سلیمان به لبان
۲
به شکرخانه او رفته به سر لب شکرانمانده اندر عجبش خیره همه بوالعجبان
۳
خبر افتاد که گرگی طمع یوسف کردهمه گرگان شده از خجلت این گرگ شبان
۴
چه خوشی‌های نهان است در آن درد و غمشکه رمیدند ز دارو همه درمان طلبان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth