شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای عاشقان ای عاشقان معشوق با ما همدم استبا ما حریفی می کند یاری که با ما محرم است
۲
مست شراب عشق از ذوق خوشی دارد مدامیک جرعه ای ازجام او خوشتر ز صد جام جم است
۳
ما در خرابات مغان رندانه خوش می می خوریمشادی مست عاشقی کز جمله عالم بی غم است
۴
دارم دلی چون آینه دلدار دارد در نظردر آینه پیدا شده حسنی که اسم اعظم است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth