خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در کوی خرابات کسی را که مقام استدر دنیی و در آخرتش جاه تمام است
۲
ما توبه شکستیم در این قول درستیمبا ساغر می عهد که بستیم مدام است
۳
زان مجلس ما بزم ملوکانهٔ عشق استساقی قدیم است و شرابی به قوام است
۴
می نوش که در مذهب ما پاک و حلال استکاین می نه شرابست که گویند حرامست
صفحهٔ ۱ از ۲