خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرچه می بینی همه نور خداستتا نه پنداری که او از ما جداست
۲
دیدهٔ دل باز کن تا بنگریروی جانانی که نور چشم ماست
۳
جز صفات ذات او موجود نیستور تو گوئی هست آن عین خطاست
۴
ما و او موجیم و دریا از یقینکثرت و وحدت نظر کن از کجاست
صفحهٔ ۱ از ۳