خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر ذره که می بینی خورشید در او پیداستدر دیدهٔ ما بیند چشمی که به حق بیناست
۲
گر شخص نمی بینی در سایه نگر باریهمسایهٔ او مائیم این سایه ازو پیداست
۳
تا صورت خود بیند در آینهٔ معنیمعنی همه عالم در صورت او پیداست
۴
ما در طلبش هر سو چون دیده همی گردیمما طالب و او مطلوب وین طرفه که او با ماست
صفحهٔ ۱ از ۲