خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیده تا نور جمالش دیده استدر نظر ما را چه نور دیده است
۲
چشم ما روشن به نور روی اوستخوش بود چشمی که نورش دیده است
۳
دل هوا دارد که پیوندد به اوگوئیا از جان خود ببریده است
۴
تا خبر یابد از آن جان عزیزاز همه یاران خبر پرسیده است
صفحهٔ ۱ از ۲