خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۲۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نعمة الله در شراب افتاده استسر به پای خم می بنهاده است
۲
در خرابات مغان بزمی نهادخوش در میخانه را بگشاده است
۳
در صدف دُر یتیمی یافتمگوهر اصلی است نه بیجاده است
۴
ما خراباتی و رند و عاشقیمچون توان کردن چنین افتاده است
صفحهٔ ۱ از ۲