خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۲۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آب حیاتیست که گویند شرابستحالی و چه خوش حال که دل مست و خرابست
۲
غیری به تو گر روی نماید مگذارشکان نقش خیالست که در دیدهٔ خوابست
۳
گویند که امواج حبابست درین بحرآبست که در دیدهٔ ما عین حجابست
۴
هر ذره که بینی به تو خورشید نمایدمهر است به چشم من و تو ماه نقابست
صفحهٔ ۱ از ۲