خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۲۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دامن دلبر اگر آری به دستنیک باشد ور نیاری آن به دست
۲
ما خراباتی و رند و عاشقیمچشم مستش توبهٔ ما را شکست
۳
چشم ما بسته خیالش در نظرنور دیده خوش به جا دارد نشست
۴
شاهبازی رفته بود از دست ماباز آمد شاهباز ما به دست
صفحهٔ ۱ از ۲