شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۲۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاشقانه به عشق او سرمستجان و دل داده ایم ما از دست
۲
آنچنان واله ایم و آشفتهکه ندانیم نیست را از هست
۳
تا که مائی ازین میان برخاستعشقش آمد به جای ما بنشست
۴
هرکه او از خودی خود ببریدهمچو ما با خدای خود پیوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth