خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۲۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از خرابات می رسم سرمستفارغ از نیست ایمنم از هست
۲
عین ما را به عین ما بیندهرکه در بحر ما به ما پیوست
۳
ننگ و نام نکو به دست آوردآنکه از ننگ و نام خود وارست
۴
دست من تا گرفت دست نگاروه چه دستان که می کند زان دست
صفحهٔ ۱ از ۲