شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۲۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم آن رند عاشق سرمستکه می عشق می خورم پیوست
۲
در خرابات عشق مست و خرابدست در دست شاهد سرمست
۳
در دلم عشق و در سرم سود استدر نظر یار و جام می بر دست
۴
ساقی مست و رند لایعقلبه یکی جرعه عقل ما برده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth