خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۰۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشانبرکش آن تیغ چو پولاد و بزن بر سرشان
۲
چون ملک ساخته خود را به پر و بال دروغهمه دیوند که ابلیس بود مهترشان
۳
همه قلبند و سیه چون بزنی بر سر سنگهین چرا غره شدستی تو به سیم و زرشان
صفحهٔ ۱ از ۱