خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۳۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دُرد دردش دوای جان منستخوش دوائی برای جان منست
۲
جان من تاگدای حضرت اوستشاه عالم گدای جان منست
۳
آن هوائی که روح می بخشدنفسی از هوای جان منست
۴
بحر ما را کرانه پیدا نیستانتها انتهای جان من است
صفحهٔ ۱ از ۲