خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۳۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در نظر آنکه نور چشم من استیوسف نازنین و پیرهن است
۲
همه عالم تن است و او جان استروشنست آفتاب و مه بدن است
۳
چشم مستی نموده کاین عین استسر میمی گشوده کاین دهن است
۴
چون یکی در یکی یکی باشدگر بگویم هزار یک سخن است
صفحهٔ ۱ از ۲