خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۳۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم ما از نور رویش روشنستمهر و مه چون یوسف و پیراهنست
۲
نور اول روح اعظم خوانمشبلکه او جان است و عالم چون تنست
۳
مجلس او بزم سرمستان بودجرعه ای از جام او شیر افکنست
۴
عشق می گوید سخنها ورنه عقلدر بیان آن معانی الکنست
صفحهٔ ۱ از ۲