خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۳۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم چراغ من ز نور روی جانان روشنستبنگر چنین نور خوشی در دیدهٔ جان منست
۲
نقش خیالی می کشم بر دیدهٔ دیده مداممی بین به نور چشم ما کاین یوسف و پیراهنست
۳
با ما در این دریا در آب نگر حباب و آب راهریک حبابی پر ز ما مانندهٔ جان و تن است
۴
عشق آتشی افروخته عود دل ما سوختهچون موم بگدازد ترا گر خود وجودت آهنست
صفحهٔ ۱ از ۲