خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۳۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم ما روشن به نور روی اوستلاجرم من دوست می بینم به دوست
۲
دیده ای کو نور او بیند به اوبد نبیند هرچه می بیند نکوست
۳
جام می ارچه حبابست ای پسراین کسی داند که او را آبروست
۴
گر هزار آئینه آید در نظردر همه آیینه ها چشمم بر اوست
صفحهٔ ۱ از ۲