خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۳۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم من روشن به نور روی اوستاین چنین چشمی خوشی بینا نکوست
۲
غیر او دیگر ندیده دیده امهرچه آید در نظر چشمم بر اوست
۳
دیدهٔ بینا به من بخشید اولاجرم من دوست می بینم به دوست
۴
من چنین سرمست و با ساقی حریفزاهد مخمور اگر در گفتگوست
صفحهٔ ۱ از ۲