خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۴۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کنج دل گنجینهٔ عشق وی استاین چنین گنجینه بی کنجی کی است
۲
هرچه بینی در خرابات مغاننزد ما جام لطیفی پر می است
۳
عالمی را عشق می بخشد وجودبی وجود عشق عالم لاشی است
۴
آفتاب است او و عالم سایه بانهرکجا آن می رود این در پی است
صفحهٔ ۱ از ۲