شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۴۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نعمت الله جان به جانان داد و رفتبر در میخانه مست افتاد و رفت
۲
سید ما بندهٔ خاص خداستگوییا شد از جهان آزاد و رفت
۳
قرب صد سالی غم هجران کشیدعاقبت از وصل شد دلشاد و رفت
۴
تا نپنداری که او معدوم گشتیا بداد او عمر خود بر باد و رفت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth