شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۴۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرد و خاک ما روان بر باد رفتبنده زین گرد و غبار آزاد رفت
۲
جان ما هرگز غم دنیا نخوردلاجرم او از جهان دلشاد رفت
۳
عاشق سرمست آمد سوی ماعاقل مخمور بی بنیاد رفت
۴
یوسف مصری خوشی با مصر شدیار بغدادی سوی بغداد رفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth