شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۴۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یار ما زاری ما نشنید و رفتآمد و در حال وا گردید و رفت
۲
زلف او در تاب رفت از دست مادل ربود و سر ز ما پیچید و رفت
۳
جان ما را یک زمان دلشاد کردحال ما را یک زمان وا دید و رفت
۴
عمر ما بود و روان از ما گذشتگفتمش بنشین دمی نشنید و رفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth