خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۴۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عقل مشوش دماغ از سر ما رفت رفتعشق درآمد ز در عقل ز جا رفت رفت
۲
نقش خیالی نگاشت هیچ حقیقت نداشتبود هوا در سرش هم به هوا رفت رفت
۳
عمر به باد هوا داد در این گفتگومیل صوابی نکرد راه خطا رفت رفت
۴
عاشق مستی رسید عربده آغاز کردعاقل مخمور از آن از بر ما رفت رفت
صفحهٔ ۱ از ۲