شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۴۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که بد بازی کند بد باز گردد عاقبتور کسی نیکو نشد بد باز گردد عاقبت
۲
گرچه بی ساز است ساز مطرب عشاق ماگر نوازد ساز ما با ساز گردد عاقبت
۳
همدم جامیم و با ساقی حریفی می کنیمخوش بود گر همدمی دمساز گردد عاقبت
۴
عاشقی گر پیش معشوقی نیازی می کندآن نیاز عاشقان با ناز گردد عاقبت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth