شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۴۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل که بی دلبر بود بی جان بودخوش بود جانی که با جانان بود
۲
نور او در دیدهٔ ما رو نمودگرچه از چشم شما پنهان بود
۳
کنج دل گنجینهٔ عشق ویستجای گنجش در دل ویران بود
۴
هر که دید آئینهٔ گیتی نمابر جمال خویشتن حیران بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth